کمتر گند بزن

فصل هفتم

فصل هفتم: سه خرابکار​


در فصل «سه خرابکار» از کتاب «کمتر گند بزن» نوشته گری جان بیشاپ، نویسنده به بررسی سه نیروی پنهان و قدرتمند می‌پردازد که به‌طور ناخودآگاه در زندگی ما عمل می‌کنند و مانع از پیشرفت و تحقق اهداف‌مان می‌شوند.

اولین خرابکار، «باورهای ناخودآگاه» است.این باورها در دوران کودکی شکل گرفته‌اند و به‌مرور زمان به بخشی از هویت ما تبدیل شده‌اند.برای مثال، اگر در کودکی بارها شنیده‌ایم که «تو به درد نمی‌خوری»، ممکن است این باور در ذهن‌مان نهادینه شده باشد و در بزرگسالی مانع از تلاش برای موفقیت شود.

دومین خرابکار، «احساسات سرکوب‌شده» است.احساساتی مانند ترس، خشم، یا شرم که در گذشته تجربه کرده‌ایم و به‌جای مواجهه با آن‌ها، آن‌ها را سرکوب کرده‌ایم، می‌توانند در ناخودآگاه ما باقی بمانند و بر تصمیمات و رفتارهای‌مان تأثیر بگذارند.

سومین خرابکار، «الگوهای رفتاری تکرارشونده» است.این الگوها، رفتارهایی هستند که بارها و بارها در زندگی‌مان تکرار می‌شوند، حتی اگر نتایج منفی به‌همراه داشته باشند.برای مثال، ممکن است همیشه در روابط‌مان به‌دنبال تأیید دیگران باشیم، حتی اگر این رفتار به ضررمان باشد.

بیشاپ تأکید می‌کند که این سه خرابکار، به‌صورت هماهنگ عمل می‌کنند و یکدیگر را تقویت می‌کنند.باورهای ناخودآگاه، احساسات سرکوب‌شده را تقویت می‌کنند و این احساسات، الگوهای رفتاری تکرارشونده را شکل می‌دهند.

برای رهایی از تأثیر این خرابکارها، نویسنده پیشنهاد می‌کند که ابتدا آن‌ها را شناسایی کنیم.با بررسی دقیق رفتارها، احساسات و باورهای‌مان، می‌توانیم الگوهای مخرب را شناسایی کنیم و قدم اول را برای تغییر برداریم.

در مرحله بعد، باید با این خرابکارها مواجه شویم و آن‌ها را به چالش بکشیم.این کار ممکن است دشوار و دردناک باشد، اما تنها راه برای رهایی از تأثیر آن‌هاست.

بیشاپ تأکید می‌کند که تغییر باورهای ناخودآگاه نیازمند تمرین و تکرار است.باید به‌طور مداوم خودمان را به چالش بکشیم و افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنیم.

برای مقابله با احساسات سرکوب‌شده، نویسنده پیشنهاد می‌کند که آن‌ها را بپذیریم و به‌جای سرکوب، با آن‌ها مواجه شویم.این کار به ما کمک می‌کند تا احساسات‌مان را بهتر درک کنیم و از تأثیر منفی آن‌ها بکاهیم.

در مورد الگوهای رفتاری تکرارشونده، بیشاپ توصیه می‌کند که آن‌ها را شناسایی کنیم و به‌جای تکرار، رفتارهای جدید و مثبت را جایگزین کنیم.این کار نیازمند آگاهی و تلاش مستمر است.

نویسنده بیان می‌کند که برای ایجاد تغییرات پایدار، باید به‌طور مداوم خودمان را ارزیابی کنیم و ببینیم که آیا در مسیر درست قرار داریم یا خیر.این ارزیابی به ما کمک می‌کند تا در صورت لزوم، مسیرمان را اصلاح کنیم و به اهداف‌مان نزدیک‌تر شویم.

بیشاپ به ما توصیه می‌کند که از افراد منفی‌نگر و محیط‌های سمی دوری کنیم، زیرا آن‌ها می‌توانند بر باورها و رفتارهای ما تأثیر منفی بگذارند.در عوض، باید خودمان را با افراد مثبت‌اندیش و حمایتگر احاطه کنیم که ما را در مسیر رشد و تغییر تشویق می‌کنند.

او همچنین به اهمیت تعیین اهداف مشخص و قابل دستیابی اشاره می‌کند.داشتن اهداف واضح به ما انگیزه می‌دهد و مسیر را برای‌مان روشن می‌کند.باید اهداف‌مان را به بخش‌های کوچکتر تقسیم کنیم و به‌تدریج به آن‌ها دست یابیم.

نویسنده بیان می‌کند که باید به خودمان اعتماد کنیم و باور داشته باشیم که توانایی ایجاد تغییرات مثبت در زندگی‌مان را داریم.این اعتماد به نفس به ما قدرت می‌دهد تا با چالش‌ها مواجه شویم و بر آن‌ها غلبه کنیم.

در نهایت، بیشاپ تأکید می‌کند که زندگی در دستان خودمان است و ما می‌توانیم با تغییر باورها و رفتارهای‌مان، زندگی‌ای را بسازیم که واقعاً می‌خواهیم.باید از سلطه باورهای محدودکننده رهایی یابیم و کنترل زندگی‌مان را در دست بگیریم.